Dilemma

( تعداد کل صفحات: 2 )

1 2

إلهی.
مرتبط با :
الهی إن اخذتنی بجُرمی أخذتُک بعفوک و إن أخذتنی بذنوبی

 أخذتک بمغفرتک ، و إن أدخلتنی النار أعلمت أهلها أنی اُحبک


خدای من!
اگر مرا به جرمم بگیری تو را به عفوت می گیرم. اگر دست بر گناهم
 بگذاری ، چنگ در دامن بخششت میزنم. اگر به جهنمم ببری و به
آتشم بیفکنی فریاد میزنم آنجا که تو را دوست دارم و دست از دامنت
نمی کشم.

مناجات شعبانیه

پ ن: احساس کردم زیباست . شاید بهترین جمله ایه که الان واسم مسکنه .
یه عالمه ازین دعا ها پیداکردم ، شاید زیبا هاشو دونه دونه اینجا بنویسم .



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در دوشنبه 22 اسفند 1390

چراغ روشن ()





و این جهان پر از صدای حركت پاهای مردمیست كه همچنان كه ترا می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند.
مرتبط با : اینجا همه بیگانه ان ، همه از بغلت رد میشن بدون اینکه بهت نگاه کنن ، حرفاتو میشنون بدون اینکه حتی بروز بدن ، لهت میکنن بدون هیچ شرمندگی ، ولت میکنن بی هیچ تاملی ،قول میدن بی هیچ عملی.........
اینجا صاحاب نداره ، هر کس باید صاحب خودش شه ، اگه نشه بهش کم کم نزدیک میشن ،دستاشو میگیرن ، تو چشاش زل میزنن ، بهش لبخند میزنن و بعد خفش میکنن........



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در جمعه 25 آذر 1390

چراغ روشن ()





حیف که جوابتو نمی بینی
مرتبط با :
چند وقتی هست که تمام احساسمو بالا آوردم تو هم با همونا قاطی آشغالا شدی...


.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در چهارشنبه 25 آبان 1390

چراغ روشن ()





یه نگاه تکراری ولی عاقلانه
مرتبط با :

دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یك جوشش كور است• و پیوندی از سر نابینایی .اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت ، روشن و زلال .
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند ، بی ارزش است• و دوست داشتن از از روح طلوع می كند و تا آنجا كه یك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز با آن اوج می گیرد .
عشق یك فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یك صداقت• راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق.
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در، دریا شنا كردن.
عشق بینایی میگیرد و دوست داشتن بینایی می دهد.
عشق خشن است و شدید و در عین حال نامطمئن ، و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار از اطمینان.
در عشق رقیب منفور است و در دوست داشتن است كه (هواداران كویش را چو خان خویش دارند)
حسد شاخصه عشق است ، چه عشق معشوق را خویش می بیند و همواره در اضطراب است كه دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هر دو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور است .و دوست داشتن ، ایمان است و ایمان یك روح مطلق است، یك ابدیت بی مرز است از جنس این عالم نیست .

عشق رو به جانب خود دارد و دوست داشتن رو به جانب دوست . دوست داشتن از عشق برتر است و من ، هرگز ، خودم را تا سطح بلندترین قله عشق های بلند ، پایین نخواهم آورد.براستی كه دوست داشتن فراتر از هر چیز است


دکتر علی شریعتی



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در چهارشنبه 18 آبان 1390

نظرات ()





بابا مصمم......
مرتبط با : خیلی مصمم بر گشته میگه : "واسه من هیچی نخرین ."

مام خیلی جدی تو چشماش نگا میکنیم میگیم برو بابا!!!

صریح تر از قبل حرفشو تکرار میکنه , با وجود علاقه وافری که به برو بابا داریم دهنامون چفت میشه...


آخه دختر خوب چرا راه ها رو ورود ممنوع میکنی که مجبورشیم از بیراهه بزنیم تا بهت بگیم امروز برامون مهمه......؟!

تولدت مبارک آذی

.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در جمعه 13 آبان 1390

چراغ روشن ()





گداییه بصیرت
مرتبط با : از بین اون همه نگاه هنوز چشمات قابل تشخیصه ..........

همون چشمی که علامت خطرش فقط از نزدیک پیداست.........



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در جمعه 15 مهر 1390

نظرات ()





یه نظر سنجیه کوچولو
مرتبط با : پایین صفحه یه نظرسنجی گذاشتم , دوس داشتین شرکت کنین .

اگه توضیحی هم برا گزینتون داشتین دوس دارم بشنوم.





.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در سه شنبه 29 شهریور 1390

نظرات ()





یعنی عاقبت بخیر میشیم ؟
مرتبط با :

از آدما میترسم , از اعتماد بهشون وحشت دارم , از انتخاب فراریم.

وقتی یه آدم میتونه به پستیه نیما باشه , وقتی یه نفر با قدرت تفکر

پاشایی میتونه دودمان یکی رو به  باد بده , وقتی یه مشت آدم ساده

لوح احمق که حتی برا خودشون نمی تونن خوب وبدو تشخیص بدن

میان که بهت بگن چی درسته چی غلط ,دیگه حرفی نمی مونه .

خدایا عاقبت هممونو بخیر کن.......!



پ ن : چراغای روشن راحت تر دیده میشن . خوشحال میشم با چراغ روشن ببینمتون .



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در یکشنبه 6 شهریور 1390

چراغ روشن ()





چه کسی باور کرد.........
مرتبط با : گاه می اندیشم ,
                            خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
                            آن زمان که خبر مرگ مرا
                            از کسی میشنوی , روی ترا

کاشکی می دیدم
                           شانه بالا زدنت را ,
                                                        _بی قید
                          وتکان دادن دستت را که ,
                                                       _مهم نیست زیاد
                          و تکان دادن سر را که ,
                                                      _عجب عاقبت مرد
                                                      _افسوس
کاشکی می دیدم
                          من به خود می گویم ,

                           "چه کسی باور کرد
                              جنگل جان مرا
                      آتش عسق تو خاکستر کرد؟"



                                                                                                   حمید مصدق


.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در یکشنبه 23 مرداد 1390

نظرات ()





بی عنوان
مرتبط با :

فاصله دنیاهامون از همون اول زیاد بود , هر روزم که میگذشت فاصله بیشتر میشد.

ولی تو نقاب مجنونو زده بودیو منم به خیال خودم لیلات بودم . یه لیلا که برای فرار ازین فاصله چشم بنده عشق خیالیو به چشماش بسته بود , انگار گذشت زمان می خواست به این عشق دروغی معتادش کنه .

یه روز,  طوفان غرور لیلیو مجنون  همه چیزو داغون کرد , چشم بنده لیلا روهم ازش گرفت ولی دنیایی که اون زیر چشم بندش برا خودش ساخته بود هیچ شباهتی به دنیای مجنونش نداشت .

مجنونم کم نیوورد همه چیزو زیر پا گذاشتو دست تو دست یه لیلای دیگه رفت .

لیلی ساده ام بالاخره از خواب بیدار شد , خوشحال از کابوسی که دیگه تموم شده.



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در دوشنبه 10 مرداد 1390

نظرات ()





یه سفر دوس داشتنی
مرتبط با :

میگن : "اگه یه روز تنها شدی ,  اگه دیدی بغض کردی و دلیلی برای گریه کردن پیدا نمی کنی , بدون دلت برای خدا تنگ شده باید صداش کنی ."

خدا از دل بنده هاش خبر داره , میدونه که دلم چقدر براش تنگ شده , میدونه که بغض تو گلوم بدجوری گیر کرده ولی خدا طاقت دیدن غم آدماشو نداره , نمیتونه ببینه که بنده هاش دلتنگش بمونن ...

حالا هم دعوتم کرده خونش تا آروم شم تا دوباره بهش نزدیک شم تا شاید  همون بنده ای بشم که اون دوس داره ...

برا همتون یه عالمه دعا میکنم ,  شما ها هم لطفا به خاطر همه بدی هام حلالم کنین .



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در پنجشنبه 2 تیر 1390

نظرات ()





بزرگیم عالمی داره...
مرتبط با :

دیگه بزرگ شدم , قدم  بلند شده  ,قیافم بزرگونه شده , توی خیابون که راه میرم کسی صدام

نمیزنه کوچولو   ,بهم میگن خانم , اکثر ادما به چشم یه آدم بزرگ بهم نگاه می کنن .


خب حالا که همچی داره منو به بزرگ بودن دعوت میکنه منم میخوام که مثل آدم

بزرگارفتار کنم می خوام بزرگ فکر کنم بزرگ تصمیم بگیرم می خوام بزرگ شم .


بابام میگه به هیچکس نمیشه اعتماد کرد مگر اینکه خلافش ثابت شه ! یادم نمیاد همچین

قانونی توی دنیای بچگی شنیده باشم  ,ولی از وقتی توی عالم بزرگا بهش نگاه کردم دیدم که

راسته  ,راسته که حتی اگه با تمام وجود هم به یکی اطمینان داشته باشی ممکنه همون

شخص زیر همه حرفا و قولاش بزنه  ,راسته که بعضی آدما انقدر مغرورن که برای

خواسته های دل خودشون حاضرن قلب هر کسی رو بشکنن , حتی کسی که یه روزی با

تپش قلب اون نفس می کشیدن .

من میخوام بزرگ شم ولی قرار نیس که جزو این آدما باشم .

من حلیه ام ,  حلی از تو خورد میشه ,له میشه ولی هیچوقت دوس نداره کسی رو له

کنه...........

برای همه آدما دعا می کنم که همیشه انسانیتشون بزرگ شه نه ظاهرشون...

 

.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در پنجشنبه 19 خرداد 1390

نظرات ()





علامت "سوال"
مرتبط با :

با کسی که روزای قشنگت رو  به گند میکشه ولی روزای آشغالیتو برات قشنگ میکنه چیکار میکنی؟



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390

نظرات ()





شاید پارادوکس وجودی...
مرتبط با :

کم بود وقت تو دریای ثانیه ها,

 

خالی از احساس  تو عشق قلب های سرگردون,

 

تنهایی تو شهر غوغا و آشوب,

 

خشکی اشک ها تو آغوش اشک های یخ زده,

 

اعلام سکوت با صدای مهیب شکستن یه قلب.............

 


پ ن : شهادت حضرت فاطمه(س) رو به همه تسلیت میگم و آرزو میکنم عشقشون وجود هممونو دگرگون کنه...



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در جمعه 16 اردیبهشت 1390

نظرات ()





یه کم آرامش لطفا.....
مرتبط با :

انقد فکرم پراکنده شده که نمیدونم چجوری جمعش کنم!

احتیاج به آرامش دارم, احتیاج به 1مرهم برای تسکین 1قلب سرگردون , قلبی که صاحبشو گم کرده , قلبی که دوس نداره جایی بشینه که مال کس دیگه ایه!
تنها چیزی که تو این قصه برام مجهول مونده اینکه چجوری بین آرامشو انتظار تفرقه بندازم!

ولی فکر میکنم بازم در انتظار آرامش موندن بهتر از اینکه بدونی هیچوقت به آرامش نمیرسی!



.:: ::.
نوشته شده توسط Hely در شنبه 27 فروردین 1390

نظرات ()





مطالب پیشین

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by http://dilemma.mihanblog.com
This Themplate By Theme-Designer.Com

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
لینك rss
تماس با ما
طراح قالب

.:: About ::.

من helyام یه دختر17 ساله که دلش میخوادبین جهان بیرون و حرفای دلش یه راهی بازکنه تا شاید تلاطم درونش 1کم اروم بگیره!




… نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را …




مدیر وبلاگ: Hely

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
niniheart
pedix
قاصدک
سارابانو
نیکی جون
یه دیس ماه
دایی یادگار
کنار....دون
محیا(let's go)
blakh&white
دویست و چهل و پنج سال در همین حوالی
(خانه52)
فاطمه(آفتاب گردان)
روزی روزگاری,بادبادک
هدی(لذت عطسه کردن)
مشاهده لیست کامل پیوندها

.:: Authors ::.

Hely

.:: Others ::.

:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :



.:: Archive ::.

اسفند 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
لیست کامل آرشیو ماهانه

.:: LinkDump ::.

خرید شارژ
کتاب الکترونیک
my photoblog

لیست کامل پیوندهای روزانه
ارسال پیوند